اگر هنگام صحبت کردن به انگلیسی احساس میکنید با وجود دانستن لغات زیاد، مکالمه شما هنوز طبیعی و روان نیست، یادگیری اصطلاحات و عبارات رایج میتواند کمک زیادی به شما کند. انگلیسی زبانها در مکالمات روزمره فقط از جملات رسمی و کتابی استفاده نمیکنند؛ بلکه از Idioms، Phrases و Expressions زیادی استفاده میکنند که دانستن آنها باعث میشود هم بهتر صحبت کنید و هم مکالمات واقعی را راحتتر متوجه شوید.
در این مقاله، 150 اصطلاح و عبارت پرکاربرد زبان انگلیسی را همراه با تلفظ، معنی فارسی، کاربرد و مثال بررسی میکنیم. برای یادگیری بهتر، اصطلاحات واقعی را از عبارات مکالمه روزمره جدا کردهایم.
اصطلاحات پرکاربرد انگلیسی به همراه مثال (English Idioms & Expressions)
1. As cool as a cucumber
تلفظ: اَز کول اَز اِ کیوکامبِر
معنی: کاملاً خونسرد و آرام بودن
مثال: She was as cool as a cucumber during the interview.
ترجمه: او در طول مصاحبه کاملاً خونسرد بود.

2. Actions speak louder than words
تلفظ: اَکشنز اسپیک لَودِر دَن وِردز
معنی: عمل مهمتر از حرف است
مثال: Don’t promise anything. Actions speak louder than words.
ترجمه: چیزی را قول نده؛ عمل مهمتر از حرف است.
3. Add fuel to the fire
تلفظ: اَد فیوئل تو دِ فایِر
معنی: اوضاع را بدتر کردن
مثال: His angry comments only added fuel to the fire.
ترجمه: حرفهای عصبانی او فقط اوضاع را بدتر کرد.
4. All good things come to an end
تلفظ: آل گود ثینگز کام تو اَن اِند
معنی: هیچ چیز خوبی همیشگی نیست
مثال: Our vacation was amazing, but all good things come to an end.
ترجمه: تعطیلاتمان فوقالعاده بود، اما هیچ چیز خوبی همیشگی نیست.
5. All that glitters is not gold
تلفظ: آل دَت گلیتِرز ایز نات گُلد
معنی: هر چیزی که میدرخشد طلا نیست
مثال: Don’t trust appearances. All that glitters is not gold.
ترجمه: به ظاهر اعتماد نکن؛ هر چیزی که میدرخشد طلا نیست.
6. Backseat driver
تلفظ: بَکسیت درایوِر
معنی: کسی که بیجا در کار دیگران دخالت میکند
مثال: My brother is such a backseat driver.
ترجمه: برادرم خیلی در کار راننده دخالت میکند.

7. Be on the ball
تلفظ: بی آن دِ بال
معنی: هوشیار و سریع بودن
مثال: You need to be on the ball today.
ترجمه: امروز باید کاملاً حواست جمع باشد.
8. Bite off more than you can chew
تلفظ: بایت آف مور دَن یو کَن چو
معنی: قبول کردن کاری بیشتر از توان خود
مثال: I think I bit off more than I could chew.
ترجمه: فکر کنم کاری بیشتر از توانم قبول کردم.
9. Bite the bullet
تلفظ: بایت دِ بولِت
معنی: با شجاعت با یک موقعیت سخت روبهرو شدن
مثال: I hate going to the dentist, but I’ll bite the bullet.
ترجمه: از دندانپزشکی بدم میآید، اما بالاخره باید با آن روبهرو شوم.
10. Break a leg
تلفظ: بریک اَ لِگ
معنی: موفق باشی
مثال: Break a leg in your exam tomorrow!
ترجمه: در امتحان فردا موفق باشی!
11. Better late than never
تلفظ: بِتِر لیت دَن نِوِر
معنی: دیر رسیدن بهتر از نرسیدن است
مثال: He finally started learning English. Better late than never.
ترجمه: بالاخره یادگیری انگلیسی را شروع کرد؛ دیر رسیدن بهتر از نرسیدن است.
12. Cut to the chase
تلفظ: کات تو دِ چِیس
معنی: رفتن سر اصل مطلب
مثال: Let’s cut to the chase. What do you want?
ترجمه: برویم سر اصل مطلب؛ چه میخواهی؟
13. Easy come, easy go
تلفظ: ایزی کام، ایزی گو
معنی: بادآورده را باد میبرد
مثال: I won some money and lost it the next day. Easy come, easy go.
ترجمه: مقداری پول بردم و روز بعد از دستش دادم؛ بادآورده را باد میبرد.
14. Fish in troubled waters
تلفظ: فیش این ترابِلد واتِرز
معنی: از آب گلآلود ماهی گرفتن
مثال: Some people fish in troubled waters during a crisis.
ترجمه: بعضی افراد در زمان بحران از آب گلآلود ماهی میگیرند.
15. From A to Z
تلفظ: فرام اِی تو زی
معنی: از سیر تا پیاز، از ابتدا تا انتها
مثال: She knows the business from A to Z.
ترجمه: او از سیر تا پیاز این کسبوکار را میداند.
16. Get up on the wrong side of the bed
تلفظ: گِت آپ آن دِ رانگ ساید آو دِ بِد
معنی: از دنده چپ بلند شدن
مثال: You seem angry today. Did you get up on the wrong side of the bed?
ترجمه: امروز عصبانی به نظر میرسی. از دنده چپ بلند شدی؟
17. Have a finger in every pie
تلفظ: هَو ا فینگِر این اِوِری پای
معنی: در کارهای مختلف دخالت یا فعالیت داشتن
مثال: She has a finger in every pie at the company.
ترجمه: او در بخشهای مختلف شرکت فعالیت دارد.

18. Have your cake and eat it too
تلفظ: هَو یور کِیک اَند ایت ایت تو
معنی: خواستن دو چیز خوب به طور همزمان
مثال: You can’t have your cake and eat it too.
ترجمه: نمیتوانی هر دو مزیت را همزمان داشته باشی.
19. Cost an arm and a leg
تلفظ: کاست اَن آرم اَند ا لِگ
معنی: خیلی گران بودن
مثال: That car costs an arm and a leg.
ترجمه: آن ماشین خیلی گران است.
20. It takes two to tango
تلفظ: ایت تِیکس تو تو تَنگو
معنی: هر دو طرف در یک مشکل نقش دارند
مثال: Don’t blame him alone. It takes two to tango.
ترجمه: فقط او را مقصر ندان؛ هر دو طرف در این مشکل نقش دارند.
21. Kill two birds with one stone
تلفظ: کیل تو بِردز وید وان استون
معنی: با یک تیر دو نشان زدن
مثال: I can exercise and listen to English podcasts at the same time. I’ll kill two birds with one stone.
ترجمه: میتوانم هم ورزش کنم و هم به پادکست انگلیسی گوش بدهم؛ با یک تیر دو نشان میزنم.
22. Let the cat out of the bag
تلفظ: لِت دِ کَت آوت آو دِ بَگ
معنی: راز را لو دادن
مثال: He let the cat out of the bag about the surprise party.
ترجمه: او راز مهمانی غافلگیرکننده را لو داد.
23. No pain, no gain
تلفظ: نو پِین، نو گِین
معنی: نابرده رنج، گنج میسر نمیشود
مثال: Keep practicing. No pain, no gain.
ترجمه: به تمرین ادامه بده؛ نابرده رنج، گنج میسر نمیشود.
24. Out of sight, out of mind
تلفظ: آوت آو سایت، آوت آو مایند
معنی: از دل برود هر آنکه از دیده برفت
مثال: I stopped thinking about it once I moved away. Out of sight, out of mind.
ترجمه: وقتی از آنجا دور شدم دیگر به آن فکر نکردم.
25. Out of the blue
تلفظ: آوت آو دِ بلو
معنی: ناگهانی و غیرمنتظره
مثال: He called me out of the blue.
ترجمه: او ناگهان با من تماس گرفت.
26. Practice makes perfect
تلفظ: پِرَکتیس مِیکس پِرفِکت
معنی: تمرین باعث پیشرفت و مهارت میشود
مثال: Don’t give up. Practice makes perfect.
ترجمه: تسلیم نشو؛ تمرین باعث پیشرفت میشود.
27. Shape up or ship out
تلفظ: شیپ آپ اُر شیپ آوت
معنی: خودت را اصلاح کن یا کنار برو
مثال: You need to shape up or ship out.
ترجمه: باید عملکردت را بهتر کنی یا کنار بروی.
28. Smell fishy
تلفظ: اِسمِل فیشی
معنی: مشکوک به نظر رسیدن
مثال: Something about this deal smells fishy.
ترجمه: یک چیزی درباره این معامله مشکوک به نظر میرسد.
29. Take something for granted
تلفظ: تِیک سامثینگ فُر گِرَنتِد
معنی: چیزی را بدیهی و مسلم فرض کردن
مثال: Don’t take your family for granted.
ترجمه: خانوادهات را بدیهی و همیشگی فرض نکن.
30. The dust settles
تلفظ: دِ داست سِتِلز
معنی: وقتی اوضاع آرام میشود
مثال: We’ll talk when the dust settles.
ترجمه: وقتی اوضاع آرام شد صحبت میکنیم.

31. Time flies
تلفظ: تایم فلایز
معنی: زمان زود میگذرد
مثال: Time flies when you’re having fun.
ترجمه: وقتی سرگرم هستی، زمان خیلی زود میگذرد.
32. Two heads are better than one
تلفظ: تو هِدز آر بِتِر دَن وان
معنی: دو فکر بهتر از یکی است
مثال: Let’s solve this problem together. Two heads are better than one.
ترجمه: بیا این مشکل را با هم حل کنیم؛ دو فکر بهتر از یکی است.
33. Under the weather
تلفظ: آندِر دِ وِدِر
معنی: ناخوش و بیمار بودن
مثال: I’m feeling a little under the weather today.
ترجمه: امروز کمی احساس بیماری میکنم.
34. When pigs fly
تلفظ: وِن پیگز فلای
معنی: هرگز؛ چیزی که احتمال وقوعش بسیار کم است
مثال: He’ll clean his room when pigs fly.
ترجمه: او اتاقش را مرتب میکند؛ یعنی تقریباً هرگز!
35. Where there’s a will, there’s a way
تلفظ: وِر دِرز ا وِل، دِرز ا وِی
معنی: خواستن توانستن است
مثال: Don’t give up. Where there’s a will, there’s a way.
ترجمه: تسلیم نشو؛ خواستن توانستن است.
36. You can’t judge a book by its cover
تلفظ: یو کَنت جاج ا بوک بای ایتس کاوِر
معنی: از روی ظاهر قضاوت نکن
مثال: He looks quiet, but you can’t judge a book by its cover.
ترجمه: او آرام به نظر میرسد، اما نباید از روی ظاهر قضاوت کرد.
37. Your mind goes blank
تلفظ: یور مایند گوز بِلَنگک
معنی: ذهن ناگهان خالی شدن
مثال: My mind went blank during the exam.
ترجمه: در طول امتحان ذهنم کاملاً خالی شد.
38. You’ve made your bed, now lie in it
تلفظ: یوو مِید یور بِد، ناو لای این ایت
معنی: باید عواقب تصمیم خودت را بپذیری
مثال: You chose to quit, so you’ve made your bed, now lie in it.
ترجمه: خودت تصمیم به ترک کار گرفتی، پس باید عواقبش را بپذیری.

39. Beat around the bush
تلفظ: بیت اَراوند دِ بوش
معنی: طفره رفتن از اصل مطلب
مثال: Stop beating around the bush and tell me the truth.
ترجمه: از اصل مطلب طفره نرو و حقیقت را بگو.
40. Get your act together
تلفظ: گِت یور اَکت تِگِدِر
معنی: خودت را جمع و جور کردن
مثال: You need to get your act together before the exam.
ترجمه: قبل از امتحان باید خودت را جمع و جور کنی.
41. Hit the sack
تلفظ: هیت دِ سَک
معنی: به رختخواب رفتن
مثال: I’m exhausted. I’m going to hit the sack.
ترجمه: خیلی خستهام؛ میخواهم بخوابم.
42. Your guess is as good as mine
تلفظ: یور گِس ایز اَز گود اَز ماین
معنی: من هم به اندازه تو نمیدانم
مثال: Where is he? Your guess is as good as mine.
ترجمه: او کجاست؟ من هم مثل تو نمیدانم.
43. Good things come to those who wait
تلفظ: گود ثینگز کام تو دوز هو وِیت
معنی: صبر نتیجه خوبی دارد
مثال: Be patient. Good things come to those who wait.
ترجمه: صبور باش؛ صبر نتیجه خوبی دارد.
44. Back against the wall
تلفظ: بَک اَگِینست دِ وال
معنی: در تنگنا قرار داشتن
مثال: We had our backs against the wall, but we found a solution.
ترجمه: در تنگنا بودیم، اما راهحلی پیدا کردیم.
45. Up in arms
تلفظ: آپ این آرمز
معنی: بسیار عصبانی یا معترض بودن
مثال: The customers were up in arms about the price increase.
ترجمه: مشتریان از افزایش قیمت بسیار عصبانی بودند.
46. Scrape the barrel
تلفظ: اِسکِرِیپ دِ بَرِل
معنی: استفاده از بدترین گزینه موجود
مثال: If we choose him, we’re really scraping the barrel.
ترجمه: اگر او را انتخاب کنیم، واقعاً از بدترین گزینه استفاده کردهایم.
47. Burn your bridges
تلفظ: بِرن یور بریجِز
معنی: راه برگشت را از بین بردن
مثال: Don’t burn your bridges when leaving a job.
ترجمه: هنگام ترک شغل، راه برگشتت را خراب نکن.
48. Sell like hot cakes
تلفظ: سِل لایک هات کِیکس
معنی: خیلی سریع فروش رفتن
مثال: These new phones are selling like hot cakes.
ترجمه: این گوشیهای جدید خیلی سریع فروش میروند.
49. Run around in circles
تلفظ: ران اَراوند این سِرکِلز
معنی: تلاش بینتیجه کردن
مثال: We’ve been running around in circles all morning.
ترجمه: تمام صبح مشغول تلاش بینتیجه بودهایم.
50. On cloud nine
تلفظ: آن کلاود ناین
معنی: بسیار خوشحال بودن
مثال: She was on cloud nine after getting the job.
ترجمه: او بعد از گرفتن شغل بسیار خوشحال بود.
51. Left out in the cold
تلفظ: لِفت آوت این دِ کُلد
معنی: نادیده گرفته یا کنار گذاشته شدن
مثال: I felt left out in the cold during the meeting.
ترجمه: در جلسه احساس کردم کنار گذاشته شدهام.
52. Cut corners
تلفظ: کات کورنِرز
معنی: سرهمبندی کردن یا انجام کاری با کمترین هزینه و دقت
مثال: Don’t cut corners when building a house.
ترجمه: هنگام ساخت خانه کار را سرهمبندی نکن.
53. Boil the ocean
تلفظ: بویل دِ اوشِن
معنی: تلاش برای انجام کاری بیش از حد بزرگ یا غیرممکن
مثال: We need a simple plan. Don’t try to boil the ocean.
ترجمه: به یک برنامه ساده نیاز داریم؛ سعی نکنیم همه چیز را یکجا انجام دهیم.
54. Keep an ear to the ground
تلفظ: کیپ اَن ایر تو دِ گراوند
معنی: گوش به زنگ بودن
مثال: Keep an ear to the ground for new job opportunities.
ترجمه: برای فرصتهای شغلی جدید گوش به زنگ باش.
55. Eat like a horse
تلفظ: ایت لایک ا هورس
معنی: خیلی زیاد غذا خوردن
مثال: My brother eats like a horse.
ترجمه: برادرم خیلی زیاد غذا میخورد.
56. A snowball effect
تلفظ: ا اِسنوبال اِفِکت
معنی: اثر زنجیرهای که به مرور بزرگتر میشود
مثال: Small problems can have a snowball effect.
ترجمه: مشکلات کوچک میتوانند اثر زنجیرهای ایجاد کنند.
57. In for a penny, in for a pound
تلفظ: این فُر ا پِنی، این فُر ا پاوند
معنی: وقتی شروع کردی، باید تا پایان ادامه دهی
مثال: We’ve started the project, so we’re in for a penny, in for a pound.
ترجمه: پروژه را شروع کردهایم، پس باید تا پایان ادامه دهیم.
58. A bird in the hand is worth two in the bush
تلفظ: ا بِرد این دِ هَند ایز وِرث تو این دِ بوش
معنی: نقد را به نسیه نفروش؛ داشته مطمئن بهتر از وعده نامطمئن است
مثال: Take the job offer. A bird in the hand is worth two in the bush.
ترجمه: پیشنهاد شغلی را قبول کن؛ داشته مطمئن بهتر از وعده نامطمئن است.
59. Chip off the old block
تلفظ: چیپ آف دِ اُلد بلاک
معنی: شبیه والدین بودن
مثال: He’s a chip off the old block.
ترجمه: او کاملاً شبیه پدرش است.
60. Don’t cry over spilt milk
تلفظ: دونت کرای اووِر اسپیلْت میلک
معنی: برای اتفاقی که گذشته افسوس نخور
مثال: We lost the game, but don’t cry over spilt milk.
ترجمه: بازی را باختیم، اما برای اتفاقی که گذشته افسوس نخور.
61. Every cloud has a silver lining
تلفظ: اِوِری کلاود هَز ا سیلوِر لاینینگ
معنی: در هر اتفاق بدی جنبه مثبتی وجود دارد
مثال: Losing that job had a silver lining.
ترجمه: از دست دادن آن شغل جنبه مثبتی هم داشت.
62. Fair and square
تلفظ: فِر اَند اِسکوِر
معنی: کاملاً منصفانه و صادقانه
مثال: We won the game fair and square.
ترجمه: ما بازی را کاملاً منصفانه بردیم.
63. Have an ace up your sleeve
تلفظ: هَو اَن اِیس آپ یور اسلیو
معنی: یک برگ برنده پنهان داشتن
مثال: Don’t worry. I have an ace up my sleeve.
ترجمه: نگران نباش؛ یک برگ برنده دارم.
64. A black sheep
تلفظ: ا بِلَک شیپ
معنی: فرد متفاوت یا نامتعارف یک گروه یا خانواده
مثال: He was considered the black sheep of the family.
ترجمه: او متفاوتترین فرد خانواده محسوب میشد.
65. Hook, line and sinker
تلفظ: هوک، لاین اَند سینکِر
معنی: چیزی را کاملاً باور کردن
مثال: He believed the fake story hook, line and sinker.
ترجمه: او داستان جعلی را کاملاً باور کرد.
66. Bear a grudge
تلفظ: بِر ا گراج
معنی: کینه به دل گرفتن
مثال: I don’t bear a grudge against him.
ترجمه: من از او کینهای به دل ندارم.
67. By the skin of your teeth
تلفظ: بای دِ اسکین آو یور تیث
معنی: به سختی و با فاصله کم موفق شدن
مثال: I passed the exam by the skin of my teeth.
ترجمه: به سختی در امتحان قبول شدم.
68. Down for the count
تلفظ: داون فُر دِ کاونت
معنی: کاملاً خسته یا از پا افتاده
مثال: After the trip, I was down for the count.
ترجمه: بعد از سفر کاملاً از پا افتاده بودم.
69. Draw the line
تلفظ: درا دِ لاین
معنی: حد و مرز تعیین کردن
مثال: I draw the line at lying to customers.
ترجمه: دروغ گفتن به مشتریان برای من خط قرمز است.
70. Easier said than done
تلفظ: ایزیِر سِد دَن دان
معنی: گفتنش آسانتر از انجام دادنش است
مثال: Losing weight is easier said than done.
ترجمه: کاهش وزن گفتنش آسانتر از انجام دادنش است.
71. Up a creek without a paddle
تلفظ: آپ ا کریک ویداوت ا پَدِل
معنی: در دردسر جدی و بدون راه نجات بودن
مثال: Without a car, we’re up a creek without a paddle.
ترجمه: بدون ماشین واقعاً گرفتار شدهایم.
72. Give it a whirl
تلفظ: گیو ایت ا وِرل
معنی: چیزی را امتحان کردن
مثال: I’ve never tried yoga, but I’ll give it a whirl.
ترجمه: تا حالا یوگا را امتحان نکردهام، اما امتحانش میکنم.
73. Fish out of water
تلفظ: فیش آوت آو واتِر
معنی: احساس ناآشنایی و معذب بودن در محیطی جدید
مثال: I felt like a fish out of water at the party.
ترجمه: در مهمانی احساس میکردم کاملاً غریبهام.
74. In the fast lane
تلفظ: این دِ فَست لِین
معنی: زندگی پرسرعت و هیجانانگیز داشتن
مثال: He likes living in the fast lane.
ترجمه: او دوست دارد زندگی پرهیجانی داشته باشد.
75. Go the extra mile
تلفظ: گو دِ اِکسترا مایل
معنی: بیشتر از حد معمول تلاش کردن
مثال: She always goes the extra mile for her students.
ترجمه: او همیشه برای دانشآموزانش بیشتر از حد معمول تلاش میکند.
76. Snug as a bug in a rug
تلفظ: اسناگ اَز ا باگ این ا راگ
معنی: بسیار راحت و گرم بودن
مثال: The baby was snug as a bug in a rug.
ترجمه: نوزاد کاملاً گرم و راحت بود.
77. Step up your game
تلفظ: استِپ آپ یور گِیم
معنی: عملکرد خود را بهتر کردن
مثال: You need to step up your game before the final exam.
ترجمه: قبل از امتحان نهایی باید عملکردت را بهتر کنی.
78. Lose your marbles
تلفظ: لوز یور ماربِلز
معنی: دیوانه شدن یا کنترل خود را از دست دادن
مثال: I’m going to lose my marbles if this noise continues.
ترجمه: اگر این سر و صدا ادامه پیدا کند، دیوانه میشوم.
79. Straight from the horse’s mouth
تلفظ: استریت فرام دِ هورسِز ماوث
معنی: شنیدن خبر از منبع اصلی
مثال: I heard it straight from the horse’s mouth.
ترجمه: این خبر را مستقیماً از منبع اصلی شنیدم.
80. Crying wolf
تلفظ: کرایینگ وُلف
معنی: هشدار یا درخواست کمک بیمورد دادن
مثال: If you keep crying wolf, nobody will believe you.
ترجمه: اگر مدام بیدلیل هشدار بدهی، دیگر کسی حرفت را باور نمیکند.
81. Palm off
تلفظ: پام آف
معنی: چیزی بیارزش یا تقلبی را به جای جنس اصل جا زدن
مثال: The seller tried to palm off a fake watch as genuine.
ترجمه: فروشنده سعی کرد ساعت تقلبی را اصل جا بزند.
82. While the cat’s away, the mice will play
تلفظ: وایل دِ کَتز اَوِی، دِ مایس وِل پِلِی
معنی: وقتی ناظر یا رئیس حضور ندارد، دیگران آزادانه رفتار میکنند
مثال: When the boss is away, the mice will play.
ترجمه: وقتی رئیس نیست، کارکنان آزادانه رفتار میکنند.
83. A piece of cake
تلفظ: ا پیس آو کِیک
معنی: بسیار آسان
مثال: The test was a piece of cake.
ترجمه: امتحان خیلی آسان بود.
84. Hit the nail on the head
تلفظ: هیت دِ نِیل آن دِ هِد
معنی: دقیقاً درست گفتن
مثال: You hit the nail on the head.
ترجمه: دقیقاً درست گفتی.
85. Once in a blue moon
تلفظ: وانس این ا بلو مون
معنی: به ندرت
مثال: I eat fast food once in a blue moon.
ترجمه: من خیلی به ندرت فستفود میخورم.
86. Spill the beans
تلفظ: اسپیل دِ بینز
معنی: راز را فاش کردن
مثال: Come on, spill the beans!
ترجمه: زود باش، راز را بگو!
87. Break the ice
تلفظ: بریک دِ آیس
معنی: یخ رابطه را شکستن و شروع گفتوگو
مثال: He told a joke to break the ice.
ترجمه: او برای شکستن یخ رابطه یک شوخی تعریف کرد.
88. Hit the road
تلفظ: هیت دِ رود
معنی: راه افتادن و حرکت کردن
مثال: It’s getting late. We should hit the road.
ترجمه: دیر شده؛ بهتر است راه بیفتیم.
89. In hot water
تلفظ: این هات واتِر
معنی: به دردسر افتادن
مثال: He’s in hot water with his boss.
ترجمه: او با رئیسش به دردسر افتاده است.
90. On the same page
تلفظ: آن دِ سِیم پیج
معنی: همنظر و همفکر بودن
مثال: Let’s make sure we’re on the same page.
ترجمه: مطمئن شویم که همنظر هستیم.
91. Pull someone’s leg
تلفظ: پول ساموانز لِگ
معنی: سر به سر گذاشتن
مثال: Relax, I’m just pulling your leg.
ترجمه: راحت باش، فقط دارم سرت شوخی میکنم.
92. Speak of the devil
تلفظ: اسپیک آو دِ دِوِل
معنی: از هر چه بگویی به میان آید
مثال: Speak of the devil! We were just talking about you.
ترجمه: از هر چه بگویی به میان آید! داشتیم درباره تو صحبت میکردیم.
93. The last straw
تلفظ: دِ لَست استرا
معنی: آخرین چیزی که باعث از کوره در رفتن میشود
مثال: His rude comment was the last straw.
ترجمه: حرف بیادبانه او آخرین چیزی بود که باعث شد دیگر تحمل نکنم.
94. Cost a fortune
تلفظ: کاست ا فورچِن
معنی: بسیار گران بودن
مثال: That house must have cost a fortune.
ترجمه: آن خانه حتماً خیلی گران بوده است.
95. Go with the flow
تلفظ: گو وید دِ فلو
معنی: با شرایط پیش رفتن
مثال: I don’t have a plan. I’ll just go with the flow.
ترجمه: برنامهای ندارم؛ فقط با شرایط پیش میروم.
96. Keep your fingers crossed
تلفظ: کیپ یور فینگِرز کراست
معنی: امیدوار بودن به نتیجه خوب
مثال: Keep your fingers crossed for my interview.
ترجمه: برای مصاحبهام دعا کن که خوب پیش برود.
97. Miss the boat
تلفظ: میس دِ بوت
معنی: فرصت را از دست دادن
مثال: Apply now or you’ll miss the boat.
ترجمه: همین حالا درخواست بده وگرنه فرصت را از دست میدهی.
98. See eye to eye
تلفظ: سی آی تو آی
معنی: کاملاً همنظر بودن
مثال: We don’t always see eye to eye.
ترجمه: ما همیشه با هم همنظر نیستیم.
99. Take it easy
تلفظ: تِیک ایت ایزی
معنی: آرام باش؛ به خودت سخت نگیر
مثال: Take it easy and get some rest.
ترجمه: آرام باش و کمی استراحت کن.
100. The ball is in your court
تلفظ: دِ بال ایز این یور کورت
معنی: حالا نوبت تصمیمگیری توست
مثال: I’ve done my part. The ball is in your court now.
ترجمه: من کار خودم را انجام دادهام؛ حالا تصمیم با توست.
50 عبارت پرکاربرد در مکالمه روزمره انگلیسی
این بخش با اصطلاحات بالا متفاوت است. عبارتهایی که در ادامه میبینید بیشتر در مکالمات روزمره انگلیسی استفاده میشوند و لزوماً Idiom نیستند.
101. ?How’s it going
تلفظ: هاوز ایت گوئینگ؟
معنی: اوضاع چطوره؟
مثال: Hey, how’s it going?
ترجمه: سلام، اوضاع چطوره؟
102. !Long time no see
تلفظ: لانگ تایم نو سی
معنی: چه عجب از دیدارت!
مثال: Long time no see! How have you been?
ترجمه: چه عجب از دیدارت! این مدت چطور بودی؟
103. ?What have you been up to
تلفظ: وات هَو یو بین آپ تو؟
معنی: این مدت مشغول چه کاری بودی؟
مثال: What have you been up to lately?
ترجمه: این اواخر مشغول چه کاری بودی؟
104. .Can’t complain
تلفظ: کَنت کِمپلِین
معنی: بد نیستم؛ شکایتی ندارم
مثال: How are you? Can’t complain.
ترجمه: چطوری؟ بد نیستم، شکایتی ندارم.
105. !That’s a good one
تلفظ: دَتس ا گود وان
معنی: چه جالب! / چه شوخی خوبی!
مثال: That’s a good one! You made me laugh.
ترجمه: چه جالب! خنداندی من را.
106. .It’s very kind of you
تلفظ: ایتس وِری کایند آو یو
معنی: خیلی لطف کردی
مثال: It’s very kind of you to help me.
ترجمه: خیلی لطف کردی که به من کمک کردی.
107. .Thank you anyway
تلفظ: ثَنک یو اِنِیوِی
معنی: به هر حال ممنونم
مثال: You couldn’t find it, but thank you anyway.
ترجمه: نتوانستی آن را پیدا کنی، اما به هر حال ممنونم.
108. .Thank you in advance
تلفظ: ثَنک یو این اَدوَنس
معنی: پیشاپیش ممنونم
مثال: Thank you in advance for your help.
ترجمه: پیشاپیش بابت کمکت ممنونم.
109. .No worries
تلفظ: نو وِریز
معنی: نگران نباش؛ اشکالی ندارد
مثال: No worries, it happens.
ترجمه: اشکالی ندارد، پیش میآید.
110. ?What’s going on
تلفظ: واتس گوئینگ آن؟
معنی: چه خبر؟ / چه اتفاقی افتاده؟
مثال: What’s going on here?
ترجمه: اینجا چه خبر است؟
111. Did I get you right?
تلفظ: دید آی گِت یو رایت؟
معنی: درست فهمیدم؟
مثال: Did I get you right? You want to leave?
ترجمه: درست فهمیدم؟ میخواهی بروی؟
112. Don’t take it to heart.
تلفظ: دونت تِیک ایت تو هارت
معنی: به دل نگیر
مثال: Don’t take his comments to heart.
ترجمه: حرفهای او را به دل نگیر.
113. I didn’t catch the last word.
تلفظ: آی دیدِنت کَچ دِ لَست وِرد
معنی: آخر جمله را متوجه نشدم
مثال: Sorry, I didn’t catch the last word.
ترجمه: ببخشید، آخر جمله را متوجه نشدم.
114. Sorry, I wasn’t listening.
تلفظ: ساری، آی وازِنت لیسِنینگ
معنی: ببخشید، حواسم نبود
مثال: Sorry, I wasn’t listening. Could you repeat that?
ترجمه: ببخشید، حواسم نبود. میشود دوباره بگویی؟
115. It doesn’t matter.
تلفظ: ایت دازِنت مَتِر
معنی: مهم نیست
مثال: Don’t worry. It doesn’t matter.
ترجمه: نگران نباش، مهم نیست.
116. Fingers crossed!
تلفظ: فینگِرز کراست
معنی: امیدوارم / ایشالا
مثال: Fingers crossed for good news!
ترجمه: امیدوارم خبر خوبی باشد!
117. Oh, that explains it.
تلفظ: او، دَت اِکسپلِینز ایت
معنی: آهان، حالا دلیلش را فهمیدم
مثال: Oh, that explains it.
ترجمه: آهان، حالا دلیلش را فهمیدم.
118. Things happen.
تلفظ: ثینگز هَپِن
معنی: پیش میآید
مثال: Don’t worry about the mistake. Things happen.
ترجمه: بابت اشتباه نگران نباش؛ پیش میآید.
119. Sorry to bother you.
تلفظ: ساری تو بادِر یو
معنی: ببخشید مزاحم شدم
مثال: Sorry to bother you, but can I ask something?
ترجمه: ببخشید مزاحم میشوم، میتوانم چیزی بپرسم؟
120. I’ll be with you in a minute.
تلفظ: آیل بی وید یو این ا مینیت
معنی: الان پیشت میآیم
مثال: Please wait. I’ll be with you in a minute.
ترجمه: لطفاً صبر کن؛ الان پیشت میآیم.
121. Where were we?
تلفظ: وِر وِر وی؟
معنی: تا کجا پیش رفته بودیم؟
مثال: Sorry for the interruption. Where were we?
ترجمه: ببخشید که صحبت قطع شد؛ تا کجا پیش رفته بودیم؟
122. Lucky you!
تلفظ: لاکی یو
معنی: خوش به حالت!
مثال: You got a free ticket? Lucky you!
ترجمه: بلیت رایگان گرفتی؟ خوش به حالت!
123. I freaked out.
تلفظ: آی فریکْت آوت
معنی: خیلی ترسیدم / شوکه شدم
مثال: I freaked out when I saw the accident.
ترجمه: وقتی تصادف را دیدم خیلی شوکه شدم.
124. You’ve got to be kidding me!
تلفظ: یوو گات تو بی کیدینگ می
معنی: شوخی میکنی؟!
مثال: You’ve got to be kidding me!
ترجمه: شوخی میکنی؟!
125. Cheer up!
تلفظ: چیر آپ
معنی: ناراحت نباش / روحیه بگیر
مثال: Cheer up! Everything will be fine.
ترجمه: ناراحت نباش؛ همه چیز درست میشود.
126. Come on, you can do it!
تلفظ: کام آن، یو کَن دو ایت
معنی: بیا، تو میتوانی!
مثال: Come on, you can do it!
ترجمه: بیا، تو میتوانی!
127. Keep up the good work.
تلفظ: کیپ آپ دِ گود وِرک
معنی: به همین تلاش خوب ادامه بده
مثال: You’re improving quickly. Keep up the good work.
ترجمه: سریع پیشرفت میکنی؛ به همین تلاش ادامه بده.
128. It’s not the end of the world.
تلفظ: ایتس نات دِ اِند آو دِ وِرلد
معنی: دنیا که به آخر نرسیده
مثال: You made a small mistake. It’s not the end of the world.
ترجمه: یک اشتباه کوچک کردی؛ دنیا که به آخر نرسیده.
129. That’s lit!
تلفظ: دَتس لیت
معنی: خیلی خفنه / عالیه
مثال: This party is lit!
ترجمه: این مهمانی خیلی خفنه!
130. There you go.
تلفظ: دِر یو گو
معنی: آفرین / بفرما / همین است
مثال: There you go! You got it right.
ترجمه: آفرین! درست انجامش دادی.
131. Not a bit.
تلفظ: نات ا بیت
معنی: اصلاً / حتی ذرهای هم نه
مثال: Are you tired? Not a bit.
ترجمه: خستهای؟ اصلاً.
132. There’s no room for doubt.
تلفظ: دِرز نو روم فُر داوت
معنی: هیچ جایی برای شک وجود ندارد
مثال: There’s no room for doubt about his ability.
ترجمه: درباره توانایی او هیچ شکی وجود ندارد.
133. I’ll text you.
تلفظ: آیل تِکست یو
معنی: بهت پیام میدهم
مثال: I’ll text you when I get home.
ترجمه: وقتی به خانه رسیدم بهت پیام میدهم.
134. It’s not worth it.
تلفظ: ایتس نات وِرث ایت
معنی: ارزشش را ندارد
مثال: Don’t argue with him. It’s not worth it.
ترجمه: با او بحث نکن؛ ارزشش را ندارد.
135. You rock!
تلفظ: یو راک
معنی: محشری! / کارت عالیه!
مثال: Thanks for helping me. You rock!
ترجمه: ممنون که کمکم کردی؛ محشری!
136. Pull yourself together.
تلفظ: پول یورسِلف تِگِدِر
معنی: خودت را کنترل کن
مثال: Pull yourself together and focus on the problem.
ترجمه: خودت را کنترل کن و روی مشکل تمرکز کن.
137. You sold me.
تلفظ: یو سُلد می
معنی: قانعم کردی
مثال: Your idea sounds great. You sold me.
ترجمه: ایدهات عالی به نظر میرسد؛ قانعم کردی.
138. Couldn’t care less.
تلفظ: کودِنت کِر لِس
معنی: اصلاً برایم مهم نیست
مثال: I couldn’t care less about what they think.
ترجمه: اصلاً برایم مهم نیست آنها چه فکر میکنند.
139. This is a no-brainer.
تلفظ: دیس ایز ا نو برِینِر
معنی: تصمیم کاملاً واضح و آسان است
مثال: Choosing this option is a no-brainer.
ترجمه: انتخاب این گزینه کاملاً واضح است.
140. You screwed up.
تلفظ: یو اسکروود آپ
معنی: خراب کردی / اشتباه بزرگی کردی
مثال: You screwed up, but you can fix it.
ترجمه: اشتباه کردی، اما میتوانی درستش کنی.
141. You’re driving me nuts!
تلفظ: یور درایوینگ می ناتس
معنی: داری دیوانهام میکنی!
مثال: Stop making that noise. You’re driving me nuts!
ترجمه: این صدا را متوقف کن؛ داری دیوانهام میکنی!
142. Can you cover me?
تلفظ: کَن یو کاوِر می؟
معنی: میتوانی موقتاً جای من را بگیری؟
مثال: Can you cover me while I take a break?
ترجمه: میتوانی وقتی استراحت میکنم جای من را بگیری؟
143. I’d better be going.
تلفظ: آید بِتِر بی گوئینگ
معنی: بهتر است دیگر بروم
مثال: It’s getting late. I’d better be going.
ترجمه: دیر شده؛ بهتر است دیگر بروم.
144. Thank heavens it’s Friday!
تلفظ: ثَنک هِوِنز ایتس فرایدِی
معنی: خداروشکر جمعه شد!
مثال: Thank heavens it’s Friday!
ترجمه: خداروشکر جمعه شد!
145. Take care.
تلفظ: تِیک کِر
معنی: مراقب خودت باش
مثال: See you tomorrow. Take care!
ترجمه: فردا میبینمت؛ مراقب خودت باش!
146. You nailed it!
تلفظ: یو نِیلْد ایت
معنی: عالی انجامش دادی / ترکاندی
مثال: Your presentation was perfect. You nailed it!
ترجمه: ارائهات عالی بود؛ فوقالعاده انجامش دادی!
147. Sounds good!
تلفظ: ساوندز گود
معنی: خوبه! / موافقم
مثال: Let’s meet at six. Sounds good!
ترجمه: ساعت شش همدیگر را ببینیم. خوبه!
148. That makes sense.
تلفظ: دَت مِیکس سِنس
معنی: منطقیه / قابل درکه
مثال: Now I understand. That makes sense.
ترجمه: حالا متوجه شدم؛ منطقیه.
149. I’m on my way.
تلفظ: آیم آن مای وِی
معنی: در راه هستم / دارم میآیم
مثال: Don’t worry. I’m on my way.
ترجمه: نگران نباش؛ دارم میآیم.
150. It’s up to you.
تلفظ: ایتس آپ تو یو
معنی: بستگی به تو دارد / انتخاب با توست
مثال: We can eat here or go somewhere else. It’s up to you.
ترجمه: میتوانیم اینجا غذا بخوریم یا جای دیگری برویم؛ انتخاب با توست.
تفاوت اصطلاح انگلیسی و عبارت پرکاربرد چیست؟
همه عبارتهای انگلیسی را نمیتوان Idiom دانست. اصطلاحاتی مانند Break the ice یا Spill the beans معمولاً معنای غیرمستقیم دارند و نمیتوان آنها را فقط با ترجمه کلمه به کلمه فهمید.
در مقابل، عباراتی مانند How’s it going?، Sounds good! و I’m on my way بیشتر عبارتهای رایج مکالمه هستند و انگلیسیزبانها در موقعیتهای روزمره از آنها استفاده میکنند.
به همین دلیل در این مقاله این دو گروه را جدا کردهایم تا یادگیری اصطلاحات و عبارات کاربردی برای زبانآموزان سادهتر باشد.
چگونه اصطلاحات انگلیسی را بهتر یاد بگیریم؟
حفظ کردن فهرستی طولانی از اصطلاحات به تنهایی باعث تسلط در مکالمه نمیشود. بهتر است هر اصطلاح را همراه با مثال یاد بگیرید و سپس خودتان یک جمله جدید با آن بسازید.
پیشنهاد میشود روزانه 5 اصطلاح انتخاب کنید، تلفظ آنها را چند بار تکرار کنید و در طول هفته در مکالمه یا تمرین نوشتاری به کار ببرید.
اگر هدف شما تقویت مکالمه است، در کنار یادگیری اصطلاحات میتوانید آموزش مکالمه روزمره انگلیسی را نیز دنبال کنید تا عبارتهای کاربردی را در موقعیتهای مختلف یاد بگیرید.
سوالات متداول
بهترین روش یادگیری اصطلاحات انگلیسی چیست؟
بهترین روش، یادگیری اصطلاح در قالب جمله و موقعیت واقعی است. بعد از یادگیری معنی، چند بار مثال آن را تکرار کنید و یک جمله شخصی با اصطلاح بسازید.
روزانه چند اصطلاح انگلیسی یاد بگیریم؟
برای بیشتر زبانآموزان، یادگیری روزانه 3 تا 5 اصطلاح و مرور اصطلاحات قبلی روش مناسبی است.
آیا یادگیری اصطلاحات به تقویت مکالمه انگلیسی کمک میکند؟
بله. یادگیری اصطلاحات و عبارات رایج باعث میشود بتوانید در موقعیتهای روزمره طبیعیتر صحبت کنید و مکالمات انگلیسی را بهتر درک کنید.


بدون دیدگاه